غلامعلى صفايى
127
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
« وقائع » مبتدا و « تنتظر » خبر آن است و « في الحرب » متعلق به « وقائع » است كه جمع « وقيعة » به معناى جنگيدن است . معناى شعر : « همانا حارث بن ورقاء ترسيده نمىشود عصبانيّتهايش ، ولى جنگيدن او در جنگ انتظار گرديده مىشود » . ب : دومين صنف « لكن » خفيفه بالوضع ، حرف عطف است كه داراى معناى استدراك نيز مىباشد البته اگر كه بعد از آن جمله نباشد بلكه مفرد قرار داشته باشد . شايان ذكر است كه اين كلمه در اين صورت به دو شرط حرف عطف مىباشد : 1 - قبل از آن نفى يا نهى باشد ، مانند « ما قام زيد لكن عمرو » و « لا يقم زيد لكن عمرو » ولى اگر گفتيد : « قام زيد » سپس بعد از آن « لكن » آورديد اين كلمه حرف عطف نبوده چون قبل از آن جمله مثبت است بلكه حرف ابتدا است و در اين صورت بايد يك جمله بعد از آن ذكر كنيد مثل : « قام زيد لكن عمرو لم يقم » . و أجاز الكوفيون : ولى نحويين كوفه در هنگامى كه قبل از « لكن » جمله مثبت است اجازه دادهاند كه اين كلمه حرف عطف باشد و گفته شود : « قام زيد لكن عمرو » ولى اين قول كوفيين صحيح نيست ؛ زيرا در كلام عرب معتبر اين گونه شنيده نشده است . 2 - شرط دوّم عاطفه بودن « لكن » اين است كه همراه واو عاطفه نباشد ، ابو على فارسى و اكثر نحويين اين شرط را معتبر در عاطفه بودن اين كلمه دانستهاند ، لكن برخى از نحويين گفتهاند كه اين كلمه همواره هرگاه با مفرد استعمال شود همراه با واو مىباشد بنابراين بر مبناى ابو على فارسى و اكثر نحويين هيچگاه « لكن » عاطفه نخواهد بود ، زيرا اينان در عاطفه بودن « لكن » شرط كردهاند كه همراه آن واو عاطفه نباشد . بايد دانست كه جماعتى از نحويون دربارهء قسم و عنوان « لكن » مقرون به واو مانند « ما قام زيد و لكن عمرو » با هم اختلاف دارند و دراينباره چهار رأى وجود دارد : 1 - قول يونس : « لكن » عاطفه نيست بلكه تنها براى استدراك مىباشد و واو